تبليغاتX

بر قامت دلرباي مهدي صلوات

مطالب خواندنی ، آموزش - تا هنوز زنده ام ...
 

            

تا هنوز زنده ام .....

تا هنوز زندگی بهانه است ...!

سلام .!

بازم یه فرست دیگه ، يه پست ديگه ، يه سري جملات بي معني ديگه ...

اومدم بگم كه من هستم ، نفس مي كشم ، هنوز زندم ....

دنيا رو ببين !

كوچيكي ، بزرگ ميشي ... نميتوني ، ميتوني .... نميخوني ، ميخوني ... ميري ، مياي ... بازم بزرگ ميشي ... از بعضي ها بدت مياد از بعضي ها خوشت ...

ديونه ميشي ، بد ميشي ، خوب ميشي ، منفي ميشي ، مثبت ميشي

گريه مي كني ، گريه مي كني ، گريه ....          چيزي نيست كه بهش بخندي

همه فاني .....

دل مي بندي ، دل ميكني ....

از دنياي خاكي خسته مي شي ......

مي ري و ميري و ميري .....

تا ع ا ش ق ي

اينجا ابتداي زندگيست ....

زندگي واقعي جاري مي شود ...

هزاران برابر شيرين تر است

هزاران برابر تلخ تر

" آهسته تر از بوي گل با تو سخن مي گويم .. آرام تر از عطر شبنم و برگ

به بوي تو آويخته ام امشب تنهاييم را .......

چقدر از تماشاي تو خالي بودم

چقدر از تمناي تو سرشار

باغ بي نام و نشاني بودم رها شده در فراموشي و خاموشي

به نوازش سر انگشت عطر تو بر خواستم از خاك .... عطر تو

دست خواهش كودكانه ام قد مي كشد تا ساقه ات

تنهايم خدا ... "

شايد شما منو درك نكنيد اما تو اين مدت من اين شدم .... اين

 

حرف هاي ما هنوز ناتمام ...

تا نگاه مي كني وقت رفتن است

باز هم همان حكايت هميشگي !

پيش از آنكه با خبر شوي

لحظه ي عزيمت تو ناگزير مي شود !

                                                                                         خدانگهدار...

 

+ نوشته شده توسط احمد حقیقت در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 23:42 |